بزرگترین دردی که باید برای آن گریست
بی رحمی ما نسبت به یکدیگر است
درحالی که همگی
تشنه محبتیم
علی اسفندیاری
برچسب: بزرگترین,
نویسنده: اشکان رستگار
اولین قطره باران که روی صورتم افتاد به آسمون نگاه کردم
ابرهای سیاه آسمان آبی را تسخیر کرده بودند
باد به شدت میوزید صدای رعد مانند روی هم افتادن موجها فضا رو پر کرده بود موج ها تا ارتفاع دو متر بالا میومد و تا سی متر جلو تر خط معمول ساحل پیشروی میکردند
با این حال ساحل مثل همیشه شلوغ بود
من نگهبان ساحل بودم نباید میزاشتم کسی زیاد جلو بره
_اه نمیدونم این تهرانی ها و مشهدی ها چرا تو این هوا ه